سیانور برای سینمایی که تاریخ نمی داند، روایت تاریخی را پس زده و با ایدئولوژی بیگانه است موهبتی گرانقدر است.

سینمای ایران سالهاست تاریخ را از یاد برده و بالتبع هویت تاریخی اش را .
نتیجه منطقی این رخداد بی مبالاتی هنری و بی سامانی معرفتی در سینماست که به کرات به نظاره آن نشسته ایم. بنابراین باید قدر دانست این روایت را …

 

سیانور،روایتی که شوریدگی و شیدایی نسلی را عرضه می کند که بجای آبادانی ویرانی به بار آورد و بجای لطافت قلب ،خوی درندگی… نسلی که تا پای جان برای آرمان ایستاده بود و در نهایت آرمان را در پای قواعد مبارزه قربانی کرد و آرمانگرایان را ترور و حذف.photo_2016-11-29_08-16-54

از این روست که باید سیانور را در صدر نشاند. جرات رجعت به تاریخ را هر سینماگری ندارد و می تواند گل و بلبلی طنازانه بسازد و بفروشد و نظاره کند و مکنت به هم بزند. جسارت و دغدغه رضوی و شعیبی که در این وانفسا به سراغ تاریخ رفته اند را باید ستود و ارج نهاد نه آنکه بی مهری های متوال را برای این فقره نیز به کار بست.

سیانور از حیث فرم نمادی از یک تلاش خوب است. فضای شسته رفته با قاب زیبای دوربین، حوصله و ظرافت برای طراحی صحنه و لباس و در یک کلام “تکنیک ناب” از سیانور اثری ساخته است که می توان به آن استناد کرد. در روزگار دوربین سر دست و سرهم بندی فنی در سینمای ایران،شعیبی کاری کرده است کارستان.

هر چند که می توان بر نحوه روایت خط سیر داستان و شخصیت پردازی ها انتقاداتی را وارد کرد و توقعات بیشتری را مطرح کرد اما بی گمان شعیبی جوان توانسته خرق عادتی بزرگ را در سینمای ایران عرضه کند.

سجاد نوروزی